همين جوري

1-و من مانده و سرگشته در اين موضوع مي نگرم ، كه اين چه بازي احمقانه و جنگ بي خردانه و دوستي بي پايه اي است كه ما مانده و شرمنده و وامانده در اين دير سراسر زور و تقيبح هستيم ، براي هيچ مي جنگيم و بيانيه مي دهيم و نامه سرگشاده مي دهيم و نامه را با نامه ها پاسخ مي دهيم و شور و شوق جنگ در ما بيداد است ، در اين تحير و تعجب سير مي كنم كه آخر اين چه بازي بر سر مكان بازيچه اي است و اين چه شوري است كه بر دعوا ها نهاده و مانده و در جنگ ها هويدا است.

جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه / چون نديدند حقيقت ره افسانه زدند

من مي نگرم و مي خوانم، مانده ام بر سر اين موضوع ،‌مي انديشم كه آيا، ما به تقليد از بزرگان كوچك خويش در حال حركت هستيم يا بزرگان و مسن تر هاي ما از اين سن خامي در نيامده اند و بوي توجيه هاي احمقانه بي داد مي كند و فقط مانده است شعار دادن و كف و سوت زدن . ياد مناظره ايمان ملكا زنده مي شود و زماني كه براي صحبت هاي وي كف و سوت مي زدند و آخر ماجرا دعوايي بر سر هيچ  و پوچ به جريان آمد . اين موضوع طنز گونه و خنده دار نيز نيست و حتي اگر خارج گود باشي نمي تواني با قهقهه اي ناب از آن بگذري!

به قول دكتر نيكخواه ، شما كه در حضور و غياب دروغ مي گوييد ، چرا از دروغ گويي در مقام هاي بالاتر انتقاد مي كند و چنين است كه شما كه بر سر چيزي بي ارزش و با خطر مادي چنين مي جنگيد ، چرا از كساني كه براي قدرت مادي و معنوي مي جنگند و در اين جنگ به هيچ چيز جز پيروزي نمي انديشند ،  انتقاد مي كنيد.

گويا اين ما هستيم كه تما دور اين دنيا و ما فيها را براي جنگيدن و دعوا مي چرخيم و اعتراض بي درمان، امان ما را بريده است و فكر و ذكر و نظر و عقيده ما و ابراز وجود به هر نحو ، روش و منش است!

بگذريم كه گذر كردني و رفتني است اما ما انگار همان صفت هاي احمقانه و بي خردانه و مورد تقبيح پدرانمان را به ارث مي بريم و تماما در تكرار يك دور باطل در حال زيست هستيم!

2- اين بيانيه مشترك تهران نفهميديم كه خوب است ، بد است !‌نه به آن نوشابه باز كردن هاي 20:30 نه به اين اخبار خبر آنلاين، اما جالب آن جاست كه همين برنامه تا همين چند ماه پيش در لعن و نفرين العربيه و بي بي سي ،‌اينا كلي زور زده بود اما حالا،برنامه هاي آن ها را در نعت از قرارد تهران پخش مي كند و فكر مي كنم ، حتما آن قدر ها هم اين قرار داد آش دهان سوزي نيست همان طور كه بعضي ديگر گفته اند! همان طور كه احمد توكلي مخالف آن است!

كلا در اين جا هر وقت بيست و سي با ذوق زدگي از چيزي تعريف كرد يك مقداري بايد شك كرد و بهترين راه اين كه شكتان درست است يا نيست ، ان نيست كه فيلتر شكن بازكنيد ، بلكه بهترين راه ، چك كردن سايت احمد توكلي و خبر آنلاين و تابناك است!!

البته اين متن توافق نامه است من نيز حرفي ندارم!

3- فكر مي كنم كه خيلي از آدم ها بسيار به آن چيز هايي كه در لحظه  مي بينند ، اكتفا مي كنند و بر اساس آن نتيجه گيري مي كنند ومي شوند همچون سنگ هاي لا يتغير كه حتي ريزش مداوم قطره اي براي سال ها هيچ خللي در آن ها پديد نمي آورد! بر اساس شنيده ها و بعضي ديده ها آن چنان روي هوا بر همه چيز و همه كس نام مي نهند و رفتار ها را خارج از هر گونه درك كردن ،‌به تفسير مي نشينند!!

--------------------

پ.ن: چقدر اين مطلبي كه اين دفعه نوشتم پر از همه چيز و هيچ چيز است! !

بگذر و از ما مگذر!

تبريك!

«بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم
جناب آقای دمیتری آناتولویچ مدودف
رئیس‌جمهوری فدراسیون روسیه
فرا رسیدن سالروز پیروزی روسیه در جنگ جهانی دوم را به جنابعالی، دولت و ملت دوست آن کشور تبریک می‌گویم. امیدوارم با مساعی مشترک مسئولین عالی کشور‌ها، شاهد جهانی توأم با صلح و امنیت پایدار، عدالت مستمر و احترام به حقوق حقه همه ملت‌ها باشیم.

از خداوند متعال، استمرار سلامتی و موفقیت جنابعالی و سعادت و بهروزی دولت و ملت شریف روسیه را مسئلت دارم.»

متن پيام غرور آفرين رئيس جمهور مردمي و متكي به مردم ، كه در برابر بيگانگان هم چون مشت محكمي است ، را بالا خوانديم با خواندن آن حس عجيب ناسيوناليستي عجيبي در خودم احساس مي كنم!

بله جالب است ، همين ديروز اين اتفاق بود كه در كلاس انقلاب ، آقاي انقلاب داشت به دكتر فاطمي ، وزير امور خارجه مصدق مي تاخت كه چرا به آمريكايي ها نامه نوشته اصلا!! و حالا پس از 57 سال ما پيام تبريكي را مي بينيم به كشوري كه اولا اتحادشان منحل شده است و همان كشور دوبار با ايران وارد جنگ شده است ، كه از شور بختي ما و حماقت حكام ما و بي اطلاعي مردم ما ، شكست هايي مفتضحانه كسب كرديم و خاك زيادي را به فنا داديم و همچنين با به روي كار آمدن كشور شورا ها ، اين رويه لطمه ديدن كاهش نيافت بلكه بيشتر نيز شد ! 

تقسيم ايران بعد از اشغال و همجنين بسيار اتفاقات ناخوشايند كه در تبريز به وسيله پيشه وري راه افتاد و كشته شدن تعداد كثيري از مردم تبريز در آن  واقعه! و هر چه به پيش مي آييم همين گونه اين همسايه بزرگ شمالي ما بسيار به ما لطف داشته و به لطف وجود يك حزب توده كه تا حد زيادي وابستگي به آن داشته كلي فضاي سياسي زمان شاه دچار خفقان عظيمي شده بود. از جنايات استالين بر عليه مردم خويش بگذريم ، از اردوگاه هاي كار اجباري آن ها، از دولت و حكومت خشن شوروي بگذريم. از استبداد بي داد آن بگذريم! از مجمع الجزاير كولاگ آن نيز رد مي شويم

همين كشور دوست داشتني بسيار پهناور بعد از انقلاب نيز لطف عظمي به جنگ كرد و نگاهي به نام هاي هواپيما هاي عراقي در جنگ بر اين نكته تاكيد دارد كه شوروي آن چنان كشور منفعت طلبي است كه حد و حصر ندارد !‌

و حتي ما بگوييم آن ها شوروي بودند كه بد بودند ، اين ها روسيه هستند ، حتما بهتر هستند ، اما اين ها نيز كمكي مقدار زيادي كشور ما را سر همين نيروگاه كوفتي بوشهر نگه داشته اند و از زماني كه من يادم هست ، اين نيروگاه قرار است پايان همان سال آماده بهره برداري شود!

از آن بد تر همين روسيه در كلي قطع نامه عليه ايران بر عليه ايران راي داده است و در4 سال گذشته كه 3 قطع نامه تصويب شده است هيچ مخالفتي نداشته است و همچنين در اجلاس درياي خزر كه پوتين به تهران آمد و سهم ايران از درياي خزر به لطف دولت قدرتمند و قادر 11 درصد (فكر مي كنم) شد!

در ضمن در همين سال گذشته بود كه كشور هاي درياي خزر جلسه مي گذارند و ايران را دعوت نمي كنند وبعدا وزير امور خارجه مي فرمايند كه موضوع جلسه آن ها پيرامون درياي خزر نبوده است!! و ما كلي فكر مي كنيم كه پيرامون چه چيزي ممكن است صحبت كرده باشند! اتفاقات جام ملت هاي اروپا !‌يا ميزان برف هاي شمال روسيه يا ميزان بارش ساليانه در دوشنبه پايتخت تاجيكستان!

و همين روسيه در ماه اخير 20 بار بر تحريم ايران تاكيد كرده و در مورد آن صحبت كرده است .

در ضمن راستي همين روس ها بودند كه  مجلس را به توپ بستن!! اصلا دقت كرديد به توپ بستن خيلي حرف گنده اي ! ولي اين كار را كردند!

و نكته جالب ديگر اين كه بيش از 53 درصد مردم كشور روسيه بي دينند و من مانده ام كه منافع مشترك و عقايد مشترك في مابين بيداد مي كند!

و اين كشور ، هيچ جرمي ندارد ، به نظر بنده ، تمام اشتباه از كساني است كه فكر مي كنند با كشور دوست و برادر در حال صحبت هستند .

و حالا پس از تمام اين اتفاقات ، رئيس جمهور تبريك مي گويد و ما هم به نوبه خويش به روسيه بزرگ تبريك مي گوييم كه همسايه اي دارد كه براي نزديك به 160 سال و حتي بيشتر مورد سو استفاده قرار مي دهد هزاران بار از آن مثل بازيچه سو استفاده مي كند اما همان طور كه محمد علي شاه خاطره پدر برگش را در شكست هاي سنگين به روس ها از ياد برده بود دوباره به روس ها دست نياز دراز مي كند و حالا پس از 69 سال كشوري كه در اشغال روسيه بوده به آن تبريك مي گويد! و اين تكرار زوال ناپذير و مضحك تاريخ گويا پاياني ندارد

بگذريم !


دو ديدگاه

1- رسم الخط:

خيلي اتفاق غم انگيز ،دل گيري است كه شما در دفتر جزوه يا برد و يا هر جايي كه نوشته در آن نگاشته مي شود ! مي بينيد كه مثلا توضيحات فارسي و انگليسي در هم مخلوط هستند و اعداد نيز همچنين!

مثلا صورت سوال با خط فارسي نوشته مي شود و حل سوال و نوشتن فرمول و توضيح آن همه ، به صورت لاتين است .

از آن بدتر سعي در فارسي نويسي اين كلمات است مثلا اتوترانسفورماتور!! اصلا از لحاظ خواندن و ديدن متن نماي متن خيلي زشت است ! اصلا اگر كاملا به صورت انگليسي تدريس شود گويا هم جالب تر است ، اگر نفهميم هم حداقل يك قشنگي در نوشته هويدا است ! 

يكي از مشكلات سخت خواندن كتب ترجمه شده نيز اين است ، اين كه بعضي كلمات و اصطلاحات اصلا قابل ترجمه نيست و همين فارسي نويسي لاتين ، باعث ضربه ديدن متن مي شود.

اگر مترجمين و مدرسين ما ، يك مقدار اندكي به اين موضوع توجه مي كردند ، مي انديشيدند اين قدر اين درس ها و متن اذيت كننده نيود ، شايد هم درس دادن به اين نحو ، يعني دروسي كه تمام مراجع آن از كتاب هاي انگليسي است ، به صورت فارسي مقداري اشتباه باشد.

2- بعضي از آدم ها رويشان شمارنده نصب است گويا! مثلا ممكن است آدمي به شما بعد از سه ماه و سه روز و شش ساعت ،‌يك آدمي پا شود بيايد و بگويد كه در اين سه ماه و سه روز وشش ساعت ، ما به هم 79 سلام داديم كه 63.3 درصد آن ها را من آغاز كردم و اين لطف من است و در اين سه ماه نيز بنده آغاز گر جمله (( حالت چه طوره بودم؟))  و همچنين در اين ملاقات ها همواره بنده لبخندي داشتم كه طول گشادگي لبم از جناب عالي بيشتر بود و همچنين مقدار صداي من نزديك به 45 دس يبل بود و شما همواره با 40 دسي بل صحبت مي كرديد!

آره ديگر بعضا بعضي از آدم ها هستند كه همه چيزرا با فكز محاسبه كردن خويش مي سنجند و با اين روش و منش به ادامه حيات خويش اميدوار هستند ، شادمانند به نوشتن حساب هاي خويش و هر روز اين دفتر حساب خويش را كنترل مي كنند ، كه آيا آن فلاني چنان كرد يا چنين!

بگذريم كه بايد گذر كرد از اين روش ومنش و حتي مذمت آن ، چون ممكن است مذمت آن را هم بشمارند!

بگذر از ما مگذر!

هفته نگاري:

1-كلاس سيالات ما:

تركيب كلاس سيالات1 ما بسيار عالي است ، افراد و آدم ها و كساني كه سر كلاس مي آيند ، اصلا بگذاريد آن را شرح بدهم: كلاس ما محتوي 40 تا آدم! است كه 6 تاي آن ها را خانم ها تشكيل مي دهند .سي و خورده اي از پسر ها در يك طرف هستند و 5 تا از دختر ها در رديفهايسمت چپ به صندلي تكيه مي دهند.

دو رديف اول كه گهگاهي بنده نيز در آن مي نشينم ، همان قسمت پسر ها- كه از در ورودي مي شود ، سمت راست - كلا همه با شيب 120  تا 150 درجه بسته به قدشان در حال لميدن همستند ، و در اين بين دو نفر با حالتي ضعيف و نحيف بعضا به جزوه نگاري مشغول، قريب به 5 نفر در حال نظاره استاد با شيب بالا هستند!

اين از دو رديف آغازين ، بعد از آن به قسمت جزوه نويس ها كه تعدادشان به 1 الي 2 نفر مي رسد ، مي رسيم . دوستان جزوه نويس نيز جزو نوابغ كلاس نيستند و همچنين در درس غرق نيستند و براي جلوگيري از سر رفتگي حوصله به اين امر خطير مي پرازند !

يك قسمت از افراد نيز در انتها ما قبل ديوار نشسته اند . و آنها همه كار مي كنند، با گوشي ور مي روند ، با هم به بحث مي نشينند . اين قشر اوايل كلاس كه حضور و غياب مي كنند ، حضور پر شوري دارند ، اما در اواخر رفته رفته از جمعيتشان كاسته مي شود و به سمت در خروجي هجوم مي آورند و دقايقي بعد يحتمل در سلف هستند!

يك عده اي نيز حضور خنثي دارند و يا حضور ندارند ! بعضا براي پر كردن صندلي مي آيند ! در مجموع قسمت پسران بدين نحو به اتمام مي رسد . اما به علت اين كه بنده در لب مرز دختران و پسران مسي نشينم ، در اين جلسه كه داشت حوصله ما سر مي رفت ، دقتي به قسمت كم جمعيت كرديم به نظرم كلي خنده دار آمد ، كه آن اين است:

از در ورودي كه وارد مي شوي ميبيني كه قسمت چپ كلاس كم جمعيت هست و تعداد كمتري در آن جلوس كرده اند! كلاس كم كم با حضور سر شار از بي انرژي بودن حضرت استاد به اجرا مي رسد! سمت چپ كه سر هم 6  نفر هستند و به طور ميانگين در هر جلسه يك غايب دارد، به اين تركيب مي نشينند . انگار بر حسب معدل مرتب مي شوند ،بله در دو رديف مجزا مي نشينند معمولا 4 نفر رديف سوم از جلو و دو نفر رديف 4 از جلو!

در رديف اول سركاران جزوه نويس حضور پر شوري دارند ، از ابتدا كه اين درس را برداشته بودند ، بدون رقيب در حال تاپ مارك شدن بودند ، كه اين مهم در ميان ترم به دستشان رسيد! اين رديف آغازي خيلي روتين هستند و هيچ گاه  و هيچ گاه برايشان سوالي پيش نمي آمد ، و فقط به آن نمره اول شدن گويا فكر مي كنند. مرتب در  حال جا به جا كردن خودكار هاي خويش در نگارش هستند و بعضا خودكار ها از دستشان مي افتد كه اين قسمت هيجان انگيز كلاسشان هست! و در ضمن جالب است كه تقريبا همه كساني كه جزوه مي نگارند ، در اين دفتر هاي پاپكو هست كه برگه اضافه مي شود!

مي رسيم به رديف دوم. در رديف دوم كه گفتم دو نفر مي نشينند و در اين نزديك به ده يا يازده جلسه، پيش نيامده كه سه نفر شوند . اينان ديگر رويايي هستند ، هيچ كدام جزوه نمي نويسند ، در حال نظاره استاد هستند و بعضا حتي اين كار را هم نمي كنند و حتي كج  هم نمي نشينند و در همان حالت ايستا هستند ، هموارره در تمام 1:20 دقيقه كلاس حالت پايا خويش را حفظ مي كنند . بعضا از كيفشان يك پوشه روي ميز مي گذارند تا ميز را بپوشاند يا نشان دهند كه دست خالي نيامده اند! باز آقايان جزوه ننويس و نظاره گر كلي تركيب نشستن را عوض مي كنند و از آن بيشتر به بحث مي نشينند ، اما اين طرف گويا قضيه از قرار ديگري است ، نه صحبتي،  نه شلوغي، نه كاري !‌هيچي!! فكر مي كنم تاكنون به سوالي نيز در اين درس نرسيده اند! ولي حالت جالبي است و تجربه جالبي است كه شما آدمي را بنگريد كه بتواند در طول 1:20 در حالتي ايستا و پايا بماند و هيچ كاري انجام ندهد كه نمود بيروني داشته باشد! راستي داشت يادم مي رفت بعضا در بعضي مواقع گويا پيش آمده كه اس ام اس بخوانند! به گوشي نگاهي بياندازند.

بگذريم اما اين كه كلاس به اين نحو است دليلش استاد هست و تا حدي بچه ها!در مجموع  كلاس  در كما است!

2-كلاس زبان:

در اين موسسه هاي بيرون آدم با چيز هاي جالبي روبه رو مي شود. اولا كه بسيار پويا هستند و مثلا زماني كه مي خواستيم مكالمه را تمرين كنيم جالب بود ، دو رديف 7 تايي ايستاديم و اين مكالمه را در روب هرو هم انجام داديم سپس يعد از اتمام يك شيفت جا به جا مي شديم! كه در آخر ها روند ديوانه واري پيدا كرده بود!

نكته ديگر آدم ها بودند ، كه كسي در كلاس زبان بود كه استاد دانشگاه بود و مدرك دكتراي فيزيك هسته اي داشت و براي دو كنفرانس به خارج از كشور رفته بود. متن انگليسي را خوب مي نوشت و خوب مي خواند اما مكالمه وي ضعيف بود . كه اين بسيار جالب بود.

3-فيلم هيچ:

ديروز سه شنبه بود كه رفتيم فيلم هيچ، سينما فلسطين . اولا كه سه شنبه بود و نصف قيمت كه اين دليل مهمي براي رفتن بود!

فيلم خوبي بود مخصوصا شخصيت ((بيگ)) عالي بود ، بي نظير بود ! به نظرم فيلم ارزشمندي بود ،  نمي دانم شايد يك مقداري از لحاظ داستاني مي لنگيد ، يعني قسمت هاي غير واقعي داشت كه با قسمت هاي تماما واقعي چفت شده بود . در مجموع متفاوت و ديدني !

4-آدم هاي قد كوتاه:

اصلا هيچ ربطي به قد آدم ها ندارد ، اما به نظرم بعضي از آدم ها قدشان كوتاه است ، يعني فكرشان كوچك است و حقير . همه را و همه فكر ها را در مغز كوچكشان تقليل مي كنند و نمي توانند فرق صداقت و حماقت را بفهمند ، سعي در پيچيده نشان دادن خويش دارند . به نظرم بحث وصحبت با چنين آدم هايي وقت كشي است ، كسي كه فكرش كوچك است ارزش وقت گذاشتن ندارد ، وارزش وقت كشي را هم حتي!

انگار به تعداد اين آدم ها اضافه شده است شايدم ، آدم هاي كه در چارچوب خاصي تعريف مي شند چنين هستنمد و چنين مي شوند با اين اسلوب و منش به يك آدم قد كوتاه تبديل مي شوند !ى شايد چنين است شايد هم نباشد!

5 - علي مطهري:

ديروز علي مطهري در سالن شهيد دهشور دانشكده علوم آمده بود . من در انتهاي برنامه يعني نيم ساعت پاياني كه پرسش و پاسخ بود اضافه شدم . يك نفر سوال خوبي پرسيد ، گفت آقاي مطهري شما چه كار مي توانيد كنيد تا گزارش كوي خوانده شود؟ كه گفت ما نهايتا مي توانيم به رئيس مجلس تذكر بدهيم كه اين چي شد؟ كه مي گويد : ان شا الله خوانده مي شد! - وما فكر كرديم كه مجلس در راس امور است

- جمله ديگرش نيز خوب بود كه بنده بعد از آقاي موسوي و آقاي كروبي در مقام سوم در انتقاد از دولت هستم.

- اين رانيز در پايان گفتند: شما اگر به انتقاد و سوالتان ايمان داريد بپرسيد ، بگوييد نهايتا زنداني مي شويد ديگر!! اگر ايمان داريد بايد بپرسيد!

 

تيتر روزنامه

ديروز صبح وقتي روزنامه ها را نگاه كردم ، تيتر روزنامه مردم سالاري جالب بود ،

    احمدي نژاد:
به شما چه که چند بچه کافي است؟

جدا جالب بود ، اين نوشته از آن جالب تر اين گفته است!!من هم دارم فكر مي كنم به شما چه ؟ مگر روزي را شما مي دهيد؟ اصلا فرزند بيشتر زندگي بهتر!

ولي از همه چيز جالب تر عدم توجه مردمي بود كه روزنامه ها را صبح نگاه مي كردند ، چون در اين اواخر آن قدر از اين صحبت هاي مودبانه و حكيمانه ديده اند و شنيده اند كه ديگر نيازي به توجه به اين يكي را ندارند!

با اين آغاز و صحبت ، انگار اثبات واضحات آغاز مي شود ، مثل آن كه ساعت جلو و عقب كشيدن براي صرفه جويي است يا نه؟!

به قول يك دقيقي ، مي گفت بعضي از مسائل آن قدر مبرهن و ثابت شده است كه همه اثبات آن را فراموش كرده اند  و اين مورد هم از همان هاست! اتفاقا همين گونه است ، چند روز پيش يكي اثبات قوانين دمورگان در مجموعه ها زا از من پرسيد، آقا من كلي زور زدم ، نشد ! اين قوانين تا آن جا كه يادم است ، سال اول دبيرستان اثباتشان را خوانده بوديم و الان ، به كلي به فراموشي سپرده بودم!

در ضمن توجيه ايشان نيز عالي است:((شعارهای فرزند کمتر زندگی بهتر در خانواده‌های با سطح تحصیلات بالا تاثیر گذاشته است و خانواده‌هایی که سطح تحصیلی پایین‌تری دارند کمتر به این شعار توجه کردند این یعنی این‌که تمام معادلات اجتماعی در جامعه به هم می‌خورد و با ادامه این سیاست‌ها کل جامعه ما در آینده به زمین می‌خورد))خواب برادر من يك كار كن تا آنها هم كه تحصيلاتشان بالا نيست به راه راست هدايت شوند! حالا كه آن ها فرزندانشان زياد است ، چرا تحصيل كرده ها زياد نباشند!

حالا قضيه فرزند كمتر و ساعت عقب و جلو كشيدن هم از همين مسائل است گويا!! احتمالا از فردا برنامه تغيير جدول و ضرب و تغيير آغاز هفته را هم داريم ، كه آقا اصلا از 3 شنبه آغاز هفته است!!