اصالت كار
الان ديگر جنگ و اعتصاب و بايكوت را بايد به كناري نهاد. فكر كنم ديگر وقت اين كار ها تمام شده است. دعوا و جنگ انرژي همه ما را گرفته است. به هر حال به اين نزاع بايد پايان داد شايد همه چيز كلا همه همه دست كساني باشند كه هم نظر نباشيم ، اما هميشه كار و اصالت كار است كه حكم فرماست.
الان ما در زمانه اي هستيم كه عده اي كار را تعطيل مي كنند به علت اين كه يك آدم تهي مسئول شده است، اما گويا بايد جنگيد ، اين بايكوت هيچ كمكي نمي كند تقريبا هيچ كمكي به هيچ چيز. يكي از مصداق هاي اين قضيه همين فيلم اخراجي هاي 3 است، همه انتقادها از فيلم و سازنده و همه همه چيز را بگذاريم كنار، بگذاريم همه اين ها را به كنار بالاخره فيلمي را هر كس كه بود ساخته است و با هر عقيده اي و هر قيافه اي و هر فكري. مهم اين جاي قضيه است كه فيلم كلي فروش كرد ، حال اگر چه كه چيز هايي مي گويند كه براي پرفروش كردن آن كار هايي صورت گرفته است، اما مهم اين است كه كاري صورت گرفته كه پول و تماشاگر را به سينما آورده است. همين را نگاه كنيد كه در جايي كه اگر چه نظارت هاي غير برابر ممكن است موجود باشد ، باز آدمي مثل فرهادي كه كارش را مي شناسد كار مي كند و كار مي سازد. با همه مصائب كار خوبي از آب در مي آيد.
مثال ديگر اين قضيه كسي است مثل اميرخاني. وي اگر چه كه يك سري عقايد دارد كه شايد باب طبع همه نباشد اما چون كار بلد است، مي داند كه چگونه بنويسد و چگونه اصالت كار را زنده نگه دارد. همين نويسنده كه از سواد و دانش چيزي كم ندارد براي هر كتابش مي داند كه چگونه تبليغ كند و چگونه بنويسد و چگونه ارائه دهد. الان ديگر بحث تحريم و اين ها به پايان رسيده است و جنگ ديگر ادامه ندارد. كتاب كابلستان اميرخاني در نمايشگاه به شدت پرفروش بود به صورتي كه كتابش سرعت فروش در ساعت را براي نمايشگاه اعلام كرد. در جامعه اي كه كتاب نخوان هستند خيلي كار سختي است در مقابل غرفه صف براي فروش كتاب به وجود آورد و اميرخاني بر همين مبنا زنده است.
از اين گونه آدم ها با عقايد ديگر هم بسيار هستند كه اصالت كارشان شخصيتشان است. مثلا محمد قوچاني سردبير بينهايت هنرمند روزنامه هاي هم ميهن و شرق و مجله هاي شهروند امروز و ايران دخت. وي تنها با كارش بزرگ شد. يا مثلا محمدرضا شجريان. نادر ابراهيمي و...
يا كس ديگري كه بي نهايت زنده و پاينده كار مي كند و كار بلد است عادل فردوسي پور است. اصلا مهم نيست كه وي چقدر در بعضي مسائل ضعيف است و مشكل دارد، مهم ترين قسمت قضيه آن است كه وي شب هاي دوشنبه آن قدر آدم پاي برنامه طولاني خود مي نشاند كه ميزان كساني كه در راي گيري شركت مي كنند هميشه بيش از 1.5 ميليون است و گاهي فراتر از سه ميليون را نيز ثبت مي كند.
به نظر من اين بايكوت ديگر تمام شده است به هر حال بايد ادامه داد و اصل را بر اصالت كار قرار داد. ديگر با تنها چيزي كه مي توان ايستاد كار كردن است و كار كردن! ما در جايي هستيم كه همه در حال انتقاد هستيم و اصلا گويا به اين كه چه كنيم اهميت نمي دهيم. اما زماني انتقاد و سخن ما ارزش خواهد داشت كه اصالت كار را در نظر گيريم. فكر نمي كنم اسم منتقدين در تاريخ ثبت شود آن ها كه كار كرده اند جاويد خواهند بود.
الان در زماني هستيم كه بايد همه دعوا ها را به كناري بگذاريم. ديگر در اين زمانه جز اين كه با نشان دادن كاري كه فقط و فقط شما به خوبي آن را انجام مي دهيد نمي توانيد حرفي بزنيد. الان تنها نكته مهم آن است كه از دست اين دعوا ها فرار كنيم ، دوباره پيش به سوي يك هدف ساختن و انجام كاري كه فقط شما در انجام آن بهترين هستيد!
همه چیز را معمولا خودمان می دانیم ولی حاصل تمام این دانستن ها همین وضع است که می بینیم