بيمه مهريه

آقا در اين دوره زمانه كه قيمت سكه با شيب خيلي زياد به سقف چسبيده و هم چنين معيار و تنها راه براي طلاق ،‌دادن مهريه است. پس اگر يك موسسه بيمه و خدمات اجتماعي بياد اين ايده را پياده  كند ، عالي است.

بيمه مهريه مثل تمام بيمه هاي ديگر مثل تصادف ، عمر و بازنشستگي مي ماند كه از بيمه شدگان مبلغي را به صورت سالانه يا مثلا 5 ساله براي تمديد مي گيرند در صورت طلاق و جدايي اين بيمه گذار هزينه طلاق را پرداخت خواهد كرد.

البته مي توان نرخ بيمه را با توجه به تعداد سكه تعيين كرد(مثل قيمت ماشين براي بيمه بدنه) و در ازاي تعداد سكه نرخ بيمه تعيين مي شود و به صورت دوسالانه براي تمديد آن هزينه پرداخت مي شود.

اما صورت كلي داستان چنين خواهد بود كه به صورت رسمي اين گونه آغاز مي شود.

طرحي نوين از شركت بيمه (مثلا آسيا)بيمه خدمات ازدواج ايرانيان!( البته همان طور كه از نام آن بر مي آيد نبايد به طور مستقيم اشاره اي به بيمه مهريه داشت! چون بار رواني خوبي نخواهد داشت.

بعد طرح بيمه چنين خواهد بود كه مزاياي آن را در كاتالوگ هاي بيمه گذار به اين صورت كه 

-آسان شدن مشكل ازدواج جوانان

-كاهش سير صعودي مهريه و كنترل مسير افزايش اين سنت حسنه !

-افزايش عمر خانواده هاي تشكيل شده.

-اشتغال زايي بيش از سه هزار نفر در دفتر هاي بيمه

-كاهش افراد بدهكار و بازداشتي هاي مهريه.


و اما مشكلاتي كه اين طرح ممكن است در خود داشته باشد نيز جالب خواهد بود. مثلا دو نفر به صورت سوري از هم طلاق بگيرند تا سر بيمه را كلاه بگذارند. براي جلوگيري از اين اقدام غير اخلاقي در حين عقد قرارداد بيمه از مشتركين چكي با مبلغ يك و نيم برابر مقدار مهريه براي ضمانت قرار داده مي شود تا در صورت اقدام ناميمون طلاق سوري از سواستفاده مشتي بيمه شده نما! جلوگيري به عمل آيد. بديهي است كه در صورت فوت شدن زوج يا زوجه اين فقره چك به وارثين آن مرحوم يا مرحومه عودت داه خواهد شد.

يك از راهاي گرفتن بيمه در صورت طلاق ، باز براي جلوگيري از سواستفاده بيمه شده نما ها اين است كه در صورت طلاق ، زوج و زوجه بايد به مدت بيش از 5 سال از همديگر جدا باشند تا مبلغ پرداختي به زوجه داده شود. در صورت خواستن رجوع مجدد قبل از انقضا 5 سال ، زوج يعني مرد بايد يك و نيم برابر مقدار مهريه قبلي را به بيمه گذار داده و اگر خواستند در عقد جديد ، مهريه تعيين كنند ، باز عقد قرار داد جديدي با شركت لازم الجراست.

مورد بعدي در صورتي كه زوجين در طول 10 سال يعني 5 دوره قرارداد با بيمه گذار دچار مشكلات نشوند و همچنين براي طرفين دعوت نامه اي از دادگاه خانواده ارسال نشود ، مشمول تخفيف 50 درصدي در هزينه بيمه خواهند شد. بديهي است كه اگر در دهه دوم زندگي دچار مشكل شوند ديگر مشمول تخفيف نخواهند شد.

بيمه گذاز متعهد مي شود كه تا سقف 5000 سكه را با هزينه موجود در قرار داد متعهد شود ، مهريه هي فراتر از آن مشمول طرحي خواهند شد كه به صورت مستقيم با تعداد مهريه مرتبط خواهد بود كه در پيوست نحوه اعمال شرايط به صورت مشروح توضيح داده شده است.

مبلغي كه براي بيمه به صورت دو سالانه پرداخت مي شود را مي توان با هماهنگي با دفتر مورد نظر قسط بندي نموده، بديهي است كه پرداخت به صورت يك جا مشمول تخفيف 5درصدي خواهد بود و لازم ب ذكر است كه اگر قبل از اتمام قسط زوجين خوهان طلاق باشند مهريه به همان درصدي داده مي شود، كه سهم بيمه گذار در اقساط پرداخت شده است.

در مورد مهريه هايي كه از نوع غير مسكوكات طلا باشند به صورت معادل با سكه در نظر گرفته مي شود و همچنين مشمول گذر زمان و ارزش آن در حين قرارداد مي شود و به صورت معادل ارزش گذاري مي شود.

براي توضيحات بيشتر به دفاتر و همچنين بروشور هاي دفاتر بيمه مراجعه شود!

البته ممكن است فرداپس فردا قانوني هم وضع شود كه عبور و مرور مرد و زن متعهل بدون بيمه نامه مهريه در خيابان ها ممنوع است!

و يك نوع بيمه ديگه هم كه ممكن است رخ دهد بيمه صحت شخصي(بيمه بدنه) خودما است كه مشمول گذر زمان مي شود . به علت اين كه توضيح آن كمي سخت است به صورت حضوري در دفتر ها توضيح داده مي شود. كه البته اين نوع بيمه در صورت ضربه خوردن يا آسيب خود خواسته و غير معقول باطل مي شود و مامورين بيمه در محل بايد كوروكي و مختصات اتفاق را مورد بررسي قرار دهند اين بيمه به صورت سالانه خواهد بود و هم زوج وزوجه مي تونند خود را بيمه كنند و در صورت اين كه خسارت وارده كمتر از حد توضيح داده شده در پيوست باشد ، مي توانند با عوض كردن كارت بيمه و مراجعه به دفاتر به دريافت هزينه خسارت وارده اقدام نمايند!

-----------

پ.ن: بنده قبل از نوشتن اين مطلب نمي دونستم كه يه همچين چيزي هست ولي گويا خيلي جدي جدي هست!مثلا اين و اين البته در جزئيات فرق داره!


اخبار ورزشي بانوان

ساعت 13:15 شبكه 3 اخبار ورزشي مي گويد و  انگاري براي خالي نبودن طنز در بين اخبار ها ، اخبار بانوان هم پخش مي كنند .

امروز كه داشتم به اين اخبار نگاه مي كردم ، جالب بود. يك مسابقات فوتسال نوجوانان ، يا يك چيزي در همين مايه ها در نمي دانم كجا بر گزار شده بود، گوينده خبر بانوان با شور و شوقي سهمگين در حال گفتن نتايج و آمار بود ، كه گفت در اين مسابقات خانم فلاني ،‌خانم گل شدند! لفظ خانم گل بيداد است ، مثلا ابي هم براي همين خانم گل يك آهنگ ساخته است!‌ فكر كردم مثلا اگر مي گفتند بانوي گل يا دوشيزه گل، گل دوشيزه ، يا حتي گل خانم ،‌گل دختر ، گل پشت رو نداره ، سركار گل! كلا هر جور اين گل را بچرخاني معناي خنده داري داره.

در مورد فوتبال مردان هم جالب است .مثلا به جاي آقا گل اگر بخواهند چيزي قرار دهند چه مي گذارند؟ مثلا گل آقا يا گل پسر ، پسر گل، مرد گل، گل مرد،(ادب مرد به ز گل اوست)  جناب گل!

در همين گزارش با مسئول برگزاري مصاحبه كردند ، كه به نظر شما مسابقات چه طور بود كه ايشان عرضه داشتند ، مسابقات بسيار خوب بود و بچه ها بسيار خوب همكاري داشتند و به حرف ها گوش كردند و در نماز جماعت حضور چشم نوازي داشتند!

بله البته اين ها را نيز  نگفت كه ناخن هايشان را مي گرفتند و تكاليفشان را مرتب و منظم انجام مي دادند،‌ موقع قراعت قرآنم در صف ها انضباط را رعايت مي كردند.

البته نظر يك بازيكن فوتسال را هم پرسيدن كه توصيه ات به هم سن هاي خودت چيست؟ كه افاضات فرمودند ، اول درسشان را بخوانند!

بله در مورد اخبار بانوان مي نوشتيم كه اصلا حضور آن در شبكه سه سبب جذب حداكثري بيننده شده و حتي آقايان به ديدن آن راغب شده اند. ديگر اخبار آن كه بيداد است مثلا در مورد امكانات ورزشي در بجنورد توضيح مي دهد ، از آن جا كه حضور پرشور بانوان ايراني در مسابقات ، خيره كننده است ، نبود اين اخبار به خوبي حس مي شد.

البته نمي دانم چه مشكلي است ، تنها مسابقاتي كه اندكي از آن را به نمايش مي گذارند ، مسابقات مهيج پر تنش شطرنج است، مخصوصا حركت اسب كه عالي است!

البته همان طور كه مي دانيم و مي دانيد ، در كشور هاي ديگر ، آن قدر كه ايرانيان به ورزش بانوان اهميت مي دهند ، بها نمي دهند ، به همين دليل قسمت خبر هاي خارجي آن بسيار كسل كننده است. مخصوصا مسابقات تنيس كه گويا با آتاري ، يا نهايتا سگا بازي مي كنند ، كه در تمام اعلام هاي آن ها صفحه اي كه فقط نتايج درج است در صفحه تلويزيون  مي شود.

اگر اخبار ورزشي بانوان از راديو پخش ميشد نيز ، فكر نمي كنم فرقي مي كرد. مثلا به مجري بخش ورزشي آقا ها، مي گفتند ادامه اخبار را  همكارم در راديو به استحضار مي رساند. فرق راديو با اين اخبار در گل جلوي مجري و بعضا ، اشتباهات تصويري است كه رخ مي دهد. ديگر ما كه فرقي نديديم!

خوشه بندي!

خوشه بندي!

از آن جا كه در هفته هايي به سر مي بريم كه ما را در خوشه هاي مرتب دسته يه دسته ، با نظم ترتيب در سايت آمار دات اورگ! يك جا نشستيم و خوش رنگ و شادان هم هستيم در كنار هم! يك سري مفاهيم و معنا هاي جديد به زندگي ما مي آورد.

مثلا به مسائل خصوصي مردم ، يك چيزي به نام خوشه هم اضافه شده ! بايد مواظب باشيم يك وقتكي نپرسيم ،‌خوشه چندي؟ اگر خواستيم بپرسيم ، بسيار محترمانه با هزار استغفرالله و 7 يا 8 قرآن در ميان  اين سول بپرسيم!  چون گويا از قرار معلوم بعضي از مردم روي خوشه شان تعصب دارند ،‌نمي خواهند خوشه شان دستمالي شه!!

در ضمن خوشه بندي نام جالبي ، همه ما تا حالا گروه بندي و طبقه بندي و از اين جور مسائل شده بوديم اما خوشه بندي نو جديدي است كه شاهكار دوره ماست!!‌مثلا در هزار سال بعد مي نويسند ،‌ در زمان هاي قديم يك 30 الي 40 سالي بعد از زماني كه شاه تير اندازي مي كرد ....!، يك سري آدم خوش فكر اومدن كه از  نظام طبقاتي بدشان مي آمد و از نظام بي طبقه هم خوششان نمي آمد ! به همين دليل نظام خوشه بندي را راه انداختند!

اين پديده و اختراع نوين  بسيار الفاظ جالبي را به دنبال مي آورد . مثلا بچه هاي پايين شهر به بالا شهري ها مي گويند : سوسول و مرفه بي درد و خوشه سومي!‌ يا در مقابل اونا هم مي گن: چي مي گي بدبخت خوشه اولي!! يا مثلا در نطق هاي آتشين اين سخنرانان  جديد كه روز گاري است كه كارشان رونق گرفته و نمي دانند چه مي گويند ،‌اما زبانشان را هيچ چفت و بستي نيست در حالي كه بر قاطر سخن در حال جولان هستند ، در برابر نظام سرمايه داري ايين گونه قاطرشان را مي رانند!: نظام سرمايه داري غرب كه مردم را مرفه و خوشه سومي مي خواهد نمي تواند در برابر قشر عظيم  مستضعف جهان كه پرچم عدالت را با يارانه هايي كه داده مي شود با توانايي بالا گرفته اند ‌، بايستد و شعار ما ، شعار ما خوشه اولي ها اين است كه مي ايستيم تا پاي جان!!

البته ممكن است اتفاقات ديگري هم به وقوع بپيوندد. مثلا در چند ده سال بعد در مناظره تلويزيوني كانديدا هاي رياست جمهوري رو به رو هم مي نشينند ، آز آن جا كه ما فرهنگ مناظره را مي دانيم ، رو به رو هم در جلوي دوربين هاي صدا و سيما مي گويند، آقاي فلاني من يك برگه اي را از سازمان آمار ايران گرفته ام ،توش يه اطلاعاتي  در مورد شماست !‌بگم! بگم‌!؟ بگم خوشه چندي ؟!

بعد فردا يا پس فردا آن در برنامه اي كانديداي ديگر مي گويد: ايشون خجالت نمي كشه ،‌برگه اطلاعات آماري من رو آورده هي جلوي من نشون ميده! خجالت نمي كشه!!‌ من براي اين كه خوشه سومي شوم 20 سال زحمت كشيدم!!

بعد ممكن است راهپيمايي شود و شعار هايي ساخته شود ، مثلا در همين دور ه يك سري مردم غفلت زده مي گويند : خوشه ما رو دزديدن دارن باهاش پز ميدن!!يا خوشه ما را پس بديد!!

يا مثلا خوشه من زير درخت آلبالو گم شده!!

مثلا در سخنراني هايي كه دعوت به وحدت مي كنند ، مي گويند: مردم ايران از كرد تاآذري ،‌از لر تا بلوچ ، از عرب تا گيلك ، از خوشه اول تا خوشه سوم ، همه با هم در راستاي اهداف متعالي در حركتيم!!

بگذريم!!!

 

 

شيخ مهدي و ديدار هايش!

از آن جا كه شيخ مهدي كروبي همچنان به ديدار هاي خويش ادامه مي دهد، پس از بستن دفتر شخصي ، وبعد از آن دفتر روزنامه و در اقدام بعدي پلمپ حزب اعتماد ملي ، وي در خانه خويش ديدار هاي خويش را انجام مي دهد ، بايد راهكار هايي را براي جلوگيري از اين امر انجام داد!( دو تاش روبگو!{نقل قول شيخ بود})

 

مثلا يك راهي كه به ذهن ما رسيد اين است كه ، شهرداري خانه شيخ مهدي را در طرح قرار دهد تا مجبور شود هر چه سريع تر ترك زمين  كند و پس از بلند شدن به همه بگوييم كه به شيخ مهدي نه خانه كرايه دهند، نه خانه به وي بفروشند{البته از آن جا كه بازار در ركود كامل است بعيد است كه بتواند خانه بخرد!}بعد از اين مرحله وي به مسافر خانه ها يا هتل ها مراجعه مي كند ، به آنها نيز اطلاعيه مي دهيم كه جا بهشان ندهند!

حال تصور كنيد شيخ همراه حاج خانم و ننجون مهدي! در خيابان ها مي گردد كه ناگهان مير حسين را به همراه زهرا رهنورد با يك ساك بزرگ مي بينند! البته براي آن ها هم همين مشكل پيش آمده است ! حال كافيست يك روز يك طرح نيروي انتظامي رخ دهد و هم كروبي و هم مير حسين در چنگال قانون گرفتار مي شوند و هم ديدار هايشان پايان مي يابد!


 

راه دوم اين است كه ، ميراث فرهنگي خانه شيخ مهدي را به عنوان آثار باستاني در طرح پوشش خويش قرار دهد و مثل خانه مدرس به خانه تاريخي تبديل كند ، و براي پاره اي از تعميرات درش را ببندد!

 

راه سوم اين است كه تمام خيابان هاي منتهي به شيخ را يك طرفه به سمت بيرون قرار دهند و تمام خيابان ها و حتي كوچه هاي اطراف را پارك مطلقا ممنوع قرار دهند! تا ديگر كسي گذرش را به آن ور ها نيندازد!

 

راه چهارم اين است كه در روز 13 آبان دانشجويان به خانه وي بروند و وي و حاج خانم اينا را به  مدت 444روز گروگان بگيرند . البته هنوز مطالبه اي برايشان در نظر نگرفتيم مثلا يك مطالبه ، معاوضه شيخ مهدي  با سيد محمد خانمي است!

 

راه پنجم اين است كه تمام دور تا دور خانه را حضرت آقاي محصولي بخرد و برجي بسازد كه حياط خلوتش خانه شيخ مهدي شود ، حالا ديگر نه مهدي كروبي مي تواند كسي را ببيند نه كسي مهدي كروبي را! غير از آقا محصولي اينا!

 

راه ششم كوچه منتهي به خانه شيخ را به صورت كامل توسط تعميرات گاز وآب وتلفن وبرق بكنيم به طوري كه از در خانه شيخ تا سر كوچه تماما چاله باشد! ديگر اگر بميرد هم نمي تواند از خانه خارج شود يا كسي را راه دهد

 

از آن جا كه راه هاي بالا تماما انرژي بر و وقت بر و از آن مهم تر هزينه بر هستند و آقا محصولي اينا كلا با صرف هزينه مخالف هستند، بهترين راه اين است كه شيخ را با خود ببريم مثلا يكي دو هفته اي در ويلايي نزديك كهريزك ! كه در  آن جا  تمام امكانات براي عدم ملاقات مهياست!