کلا کشور ها خیلی همگون رشد میکنند و توسعه همگن است و توسعه های ناهمگن یعنی این که این کشور خود به خود به این فرآیند دست نیافته است. 

مثال ها از این دست فراوان است. مثال هایی که کشور هایی با سرمایه گذاری در یک زمینه که مورد طبع و علاقه  اشان است پیشرفت کرده اند اما در زمینه ای که کاملا مشابه است، خیلی ضعیف هستند نمونه بارز آن همین همسایه شرقی است که علی رقم داشتن بمب اتمی مقدار تامین انرژی این کشور در سال 2008 از انرژی هسته ای فقط 0.5 درصد کل انرژی مورد نیاز آن است. در حالی که در قیاس با کشوری مثلا مثل بلژیک که تازه بمب اتم هم ندارد منابع تامین انرژی آن از طریق انرژی هسته ای 20 درصد بوده است در همان سال.

البته خیلی قیاس دقیقی نیست ، باید این کشور را با کشوری در سطح و اندازه خویش مقایسه کرد. مثلا کشوری که در همان حوالی باشد از لحاظ رفاه نیز در یک سطح باشند. مثال خوب بنگلادش است که هم تعداد زبادی از آن ها نیز در کشور ما به شغل کولی گری مشغول هستند. این کشور هم در این جا قرار دارد

نزدیک هستند!

اگر نمودار های تامین انرزی را ببینید، شباهت زیادی دارند اما، با این فرق که پاکستان بمب اتم هم دارد.

 از این دست اتفاق ها زیاد است نمونه اش کشور خودمان که موشک به فضا می فرستد اما هنوز هواپیما های ما دچار مشگل است و بزرگترین تولید کننده خودرو خاور میانه را دارا هستیم اما هنوز موتور ملی تولید نکرده ایم و با این وجود خودرو ملی داریم.

الغرض این که آدم ها هم همگون رشد می کنند یعنی آدم ها هم اگر در مسیر درست قرار گیرند، به طور خوبی رشد می کنند و اگر هم در راه علط همه خوبی هایشان با هم در مسیر تباهی می رود. اگر کسی را هم ببینید که دچار توسعه ناهمگون است، به علت سرمایه گزاری زیاد روی مواردی است که دوست داشته است. مثلا آدم هایی که همیشه راست می گویند اما همیشه عصبانی هم هستند. آدم هایی که زبان خارجی بلدند ، اما یک کتاب داخلی نخوانده اند.

آدم ها هم که این گونه رشد می کنند، یعنی در یک جهت برای مثلا یک هدف، شبیه همین کشور ها می شوند که در یک زمینه یک دفعه در اوج هستند و در قسمتی در حضیض ضعف!