نااميدي ياس
نااميدي نا آدم را مي گيرد. نااميدي حس برزخي است در نهايت بي تصميمي و بي نظري كه در اين دار فنا گريبان گير شده است.
ريشه همه بد اخلاقي ها و بدي ها همين حس است.
ياس ريشه را مي پوساند. مايوس باغباني است تبر به دست كه به جاي اصلاح و حرص به ريشه مي زند و ماندن ريشه را نحيف تر و زندگي را مي اندازد.
قياس ريشه نااميدي است. نااميدي هم دروازه اي به تمام بي انگيزگي ها.
نااميد تمام مي شود.
تمام. در واقع حسي براي وي براي ادامه دادن نمي ماند.
حس كشته شده بازگشت ناپذير است. حس از بين رفته بي انگيزگي مفرط در پي دارد.
+ نوشته شده در ۱۳۹۰/۰۷/۰۵ ساعت 21:26 توسط صادق
|
همه چیز را معمولا خودمان می دانیم ولی حاصل تمام این دانستن ها همین وضع است که می بینیم