1- رسم الخط:

خيلي اتفاق غم انگيز ،دل گيري است كه شما در دفتر جزوه يا برد و يا هر جايي كه نوشته در آن نگاشته مي شود ! مي بينيد كه مثلا توضيحات فارسي و انگليسي در هم مخلوط هستند و اعداد نيز همچنين!

مثلا صورت سوال با خط فارسي نوشته مي شود و حل سوال و نوشتن فرمول و توضيح آن همه ، به صورت لاتين است .

از آن بدتر سعي در فارسي نويسي اين كلمات است مثلا اتوترانسفورماتور!! اصلا از لحاظ خواندن و ديدن متن نماي متن خيلي زشت است ! اصلا اگر كاملا به صورت انگليسي تدريس شود گويا هم جالب تر است ، اگر نفهميم هم حداقل يك قشنگي در نوشته هويدا است ! 

يكي از مشكلات سخت خواندن كتب ترجمه شده نيز اين است ، اين كه بعضي كلمات و اصطلاحات اصلا قابل ترجمه نيست و همين فارسي نويسي لاتين ، باعث ضربه ديدن متن مي شود.

اگر مترجمين و مدرسين ما ، يك مقدار اندكي به اين موضوع توجه مي كردند ، مي انديشيدند اين قدر اين درس ها و متن اذيت كننده نيود ، شايد هم درس دادن به اين نحو ، يعني دروسي كه تمام مراجع آن از كتاب هاي انگليسي است ، به صورت فارسي مقداري اشتباه باشد.

2- بعضي از آدم ها رويشان شمارنده نصب است گويا! مثلا ممكن است آدمي به شما بعد از سه ماه و سه روز و شش ساعت ،‌يك آدمي پا شود بيايد و بگويد كه در اين سه ماه و سه روز وشش ساعت ، ما به هم 79 سلام داديم كه 63.3 درصد آن ها را من آغاز كردم و اين لطف من است و در اين سه ماه نيز بنده آغاز گر جمله (( حالت چه طوره بودم؟))  و همچنين در اين ملاقات ها همواره بنده لبخندي داشتم كه طول گشادگي لبم از جناب عالي بيشتر بود و همچنين مقدار صداي من نزديك به 45 دس يبل بود و شما همواره با 40 دسي بل صحبت مي كرديد!

آره ديگر بعضا بعضي از آدم ها هستند كه همه چيزرا با فكز محاسبه كردن خويش مي سنجند و با اين روش و منش به ادامه حيات خويش اميدوار هستند ، شادمانند به نوشتن حساب هاي خويش و هر روز اين دفتر حساب خويش را كنترل مي كنند ، كه آيا آن فلاني چنان كرد يا چنين!

بگذريم كه بايد گذر كرد از اين روش ومنش و حتي مذمت آن ، چون ممكن است مذمت آن را هم بشمارند!

بگذر از ما مگذر!