1-كلاس سيالات ما:

تركيب كلاس سيالات1 ما بسيار عالي است ، افراد و آدم ها و كساني كه سر كلاس مي آيند ، اصلا بگذاريد آن را شرح بدهم: كلاس ما محتوي 40 تا آدم! است كه 6 تاي آن ها را خانم ها تشكيل مي دهند .سي و خورده اي از پسر ها در يك طرف هستند و 5 تا از دختر ها در رديفهايسمت چپ به صندلي تكيه مي دهند.

دو رديف اول كه گهگاهي بنده نيز در آن مي نشينم ، همان قسمت پسر ها- كه از در ورودي مي شود ، سمت راست - كلا همه با شيب 120  تا 150 درجه بسته به قدشان در حال لميدن همستند ، و در اين بين دو نفر با حالتي ضعيف و نحيف بعضا به جزوه نگاري مشغول، قريب به 5 نفر در حال نظاره استاد با شيب بالا هستند!

اين از دو رديف آغازين ، بعد از آن به قسمت جزوه نويس ها كه تعدادشان به 1 الي 2 نفر مي رسد ، مي رسيم . دوستان جزوه نويس نيز جزو نوابغ كلاس نيستند و همچنين در درس غرق نيستند و براي جلوگيري از سر رفتگي حوصله به اين امر خطير مي پرازند !

يك قسمت از افراد نيز در انتها ما قبل ديوار نشسته اند . و آنها همه كار مي كنند، با گوشي ور مي روند ، با هم به بحث مي نشينند . اين قشر اوايل كلاس كه حضور و غياب مي كنند ، حضور پر شوري دارند ، اما در اواخر رفته رفته از جمعيتشان كاسته مي شود و به سمت در خروجي هجوم مي آورند و دقايقي بعد يحتمل در سلف هستند!

يك عده اي نيز حضور خنثي دارند و يا حضور ندارند ! بعضا براي پر كردن صندلي مي آيند ! در مجموع قسمت پسران بدين نحو به اتمام مي رسد . اما به علت اين كه بنده در لب مرز دختران و پسران مسي نشينم ، در اين جلسه كه داشت حوصله ما سر مي رفت ، دقتي به قسمت كم جمعيت كرديم به نظرم كلي خنده دار آمد ، كه آن اين است:

از در ورودي كه وارد مي شوي ميبيني كه قسمت چپ كلاس كم جمعيت هست و تعداد كمتري در آن جلوس كرده اند! كلاس كم كم با حضور سر شار از بي انرژي بودن حضرت استاد به اجرا مي رسد! سمت چپ كه سر هم 6  نفر هستند و به طور ميانگين در هر جلسه يك غايب دارد، به اين تركيب مي نشينند . انگار بر حسب معدل مرتب مي شوند ،بله در دو رديف مجزا مي نشينند معمولا 4 نفر رديف سوم از جلو و دو نفر رديف 4 از جلو!

در رديف اول سركاران جزوه نويس حضور پر شوري دارند ، از ابتدا كه اين درس را برداشته بودند ، بدون رقيب در حال تاپ مارك شدن بودند ، كه اين مهم در ميان ترم به دستشان رسيد! اين رديف آغازي خيلي روتين هستند و هيچ گاه  و هيچ گاه برايشان سوالي پيش نمي آمد ، و فقط به آن نمره اول شدن گويا فكر مي كنند. مرتب در  حال جا به جا كردن خودكار هاي خويش در نگارش هستند و بعضا خودكار ها از دستشان مي افتد كه اين قسمت هيجان انگيز كلاسشان هست! و در ضمن جالب است كه تقريبا همه كساني كه جزوه مي نگارند ، در اين دفتر هاي پاپكو هست كه برگه اضافه مي شود!

مي رسيم به رديف دوم. در رديف دوم كه گفتم دو نفر مي نشينند و در اين نزديك به ده يا يازده جلسه، پيش نيامده كه سه نفر شوند . اينان ديگر رويايي هستند ، هيچ كدام جزوه نمي نويسند ، در حال نظاره استاد هستند و بعضا حتي اين كار را هم نمي كنند و حتي كج  هم نمي نشينند و در همان حالت ايستا هستند ، هموارره در تمام 1:20 دقيقه كلاس حالت پايا خويش را حفظ مي كنند . بعضا از كيفشان يك پوشه روي ميز مي گذارند تا ميز را بپوشاند يا نشان دهند كه دست خالي نيامده اند! باز آقايان جزوه ننويس و نظاره گر كلي تركيب نشستن را عوض مي كنند و از آن بيشتر به بحث مي نشينند ، اما اين طرف گويا قضيه از قرار ديگري است ، نه صحبتي،  نه شلوغي، نه كاري !‌هيچي!! فكر مي كنم تاكنون به سوالي نيز در اين درس نرسيده اند! ولي حالت جالبي است و تجربه جالبي است كه شما آدمي را بنگريد كه بتواند در طول 1:20 در حالتي ايستا و پايا بماند و هيچ كاري انجام ندهد كه نمود بيروني داشته باشد! راستي داشت يادم مي رفت بعضا در بعضي مواقع گويا پيش آمده كه اس ام اس بخوانند! به گوشي نگاهي بياندازند.

بگذريم اما اين كه كلاس به اين نحو است دليلش استاد هست و تا حدي بچه ها!در مجموع  كلاس  در كما است!

2-كلاس زبان:

در اين موسسه هاي بيرون آدم با چيز هاي جالبي روبه رو مي شود. اولا كه بسيار پويا هستند و مثلا زماني كه مي خواستيم مكالمه را تمرين كنيم جالب بود ، دو رديف 7 تايي ايستاديم و اين مكالمه را در روب هرو هم انجام داديم سپس يعد از اتمام يك شيفت جا به جا مي شديم! كه در آخر ها روند ديوانه واري پيدا كرده بود!

نكته ديگر آدم ها بودند ، كه كسي در كلاس زبان بود كه استاد دانشگاه بود و مدرك دكتراي فيزيك هسته اي داشت و براي دو كنفرانس به خارج از كشور رفته بود. متن انگليسي را خوب مي نوشت و خوب مي خواند اما مكالمه وي ضعيف بود . كه اين بسيار جالب بود.

3-فيلم هيچ:

ديروز سه شنبه بود كه رفتيم فيلم هيچ، سينما فلسطين . اولا كه سه شنبه بود و نصف قيمت كه اين دليل مهمي براي رفتن بود!

فيلم خوبي بود مخصوصا شخصيت ((بيگ)) عالي بود ، بي نظير بود ! به نظرم فيلم ارزشمندي بود ،  نمي دانم شايد يك مقداري از لحاظ داستاني مي لنگيد ، يعني قسمت هاي غير واقعي داشت كه با قسمت هاي تماما واقعي چفت شده بود . در مجموع متفاوت و ديدني !

4-آدم هاي قد كوتاه:

اصلا هيچ ربطي به قد آدم ها ندارد ، اما به نظرم بعضي از آدم ها قدشان كوتاه است ، يعني فكرشان كوچك است و حقير . همه را و همه فكر ها را در مغز كوچكشان تقليل مي كنند و نمي توانند فرق صداقت و حماقت را بفهمند ، سعي در پيچيده نشان دادن خويش دارند . به نظرم بحث وصحبت با چنين آدم هايي وقت كشي است ، كسي كه فكرش كوچك است ارزش وقت گذاشتن ندارد ، وارزش وقت كشي را هم حتي!

انگار به تعداد اين آدم ها اضافه شده است شايدم ، آدم هاي كه در چارچوب خاصي تعريف مي شند چنين هستنمد و چنين مي شوند با اين اسلوب و منش به يك آدم قد كوتاه تبديل مي شوند !ى شايد چنين است شايد هم نباشد!

5 - علي مطهري:

ديروز علي مطهري در سالن شهيد دهشور دانشكده علوم آمده بود . من در انتهاي برنامه يعني نيم ساعت پاياني كه پرسش و پاسخ بود اضافه شدم . يك نفر سوال خوبي پرسيد ، گفت آقاي مطهري شما چه كار مي توانيد كنيد تا گزارش كوي خوانده شود؟ كه گفت ما نهايتا مي توانيم به رئيس مجلس تذكر بدهيم كه اين چي شد؟ كه مي گويد : ان شا الله خوانده مي شد! - وما فكر كرديم كه مجلس در راس امور است

- جمله ديگرش نيز خوب بود كه بنده بعد از آقاي موسوي و آقاي كروبي در مقام سوم در انتقاد از دولت هستم.

- اين رانيز در پايان گفتند: شما اگر به انتقاد و سوالتان ايمان داريد بپرسيد ، بگوييد نهايتا زنداني مي شويد ديگر!! اگر ايمان داريد بايد بپرسيد!