چند تا مطلب
1-خرداد ماه رو به پايان است ، و اين خرداد انگار قرار است بي هيچ حادثه مهمي به پايان رسد. اما در اين ماجرا كساني هستند كه دنبال اين هستند كه به هر صورت ممكن اعتراض كنند ، كه به نظرم يك مقداري بچگانه است. نشان دادن اعتراض به صورت نشان دادن جمعيت و اعتراض مستقيم بسيار اشتباه است! چون علاوه بر هزينه دادن بسيار ، سبب مي شود تمام قدرت موجود براي دفع اين اعتراض بسيج شود و به اشتباهات و خطا هاي دروني نپردازند و در اين بين تنها چيزي كه از بين مي رود اعتراض است.
اما فارغ از اين موضوغ ، اتفاقي كه دركشور ما انگار پاياني ندارد ، همين مكتب اعتراض است. نزديك به صد و چند سال پيش كم كم در ايران اعتراض و جنبش مدني پايه ريزي شد و اتفاقات پياپي آمد و رفت اما آن چيزي كه معترضان خواستند نشد!
ما نه شبيه كره شمالي ها هستيم كه در زمان استبداد شاه هيچي چيز نگوييم و بمانيم و بگذريم فكر كنيم كه گويا چنين سرنوشت را براي ما نوشته اند كه هميشه شاه بايد باشد! و نه شبيه كشور هايي كه از اين موضوع گذر كرده اند! انگار ايرانيان با اعتراض پايه ريزي شده اند و خود را و حيات را در اعتراض مي بينند ! البته همه چيز دست به دست هم مي دهد كه اعتراض بماند! نمي دانم چرا ؟ اما گويا همه ما از اين كه با اعتراض زندگي مي كنيم لذت مي بريم! البته مهم ترين موضوع آن است كه ما ناخواسته درگير اين موضوع هستيم كه چه بخواهيم ، چه نخواهيم! شايد دليل آن عدم مفاهمه درست است و عدم اجازه صحبت به مخالفان است! و همين موصضوع دعوا صد ساله ايراني هاست. و اگر بتوانيم اين موضوع را حل كنيم و از اين گذر كنيم ، اين اعتراض ها آرام مي شود و از كف خيابان و شعار و سوت و كف ، اشك اور و گارد رها مي شويم به جاي اين كه هزينه براي زدن همن ديگر بدهيم ، هزينه براي چاپ سخنان يك ديگر مي دهيم!
البته موضوع ديگري نيز هست ، خيلي از ما درگير اين موضوع هستيم كه يا اين يا هيچي!! و در انتخابمان ديگر شك نمي كنيم، حاضريم در سر اين موضع پا فشاري تا سر حد مرگ كنيم! بگذاريد مثالي بزنيم، اين اتفاقات بعد انتخابات كه بر ما گذر كرد، همه ما درگير بحث شديم و با يكديگر به بحث نشستيم ، اما جالب آن جا بود ، وقتي شما با كسي بحث مي كردي ، بر سر آدم هايي كه نديده بودنشان و بر اين موضوع نيز مطلع هستند كه همه آدم ها اشتباه مي كنند ،اما حاضر نبودند از وي انتقاد كنند. هيج نقصي را نمي پذيرند. و حالا اين ها نيز حتي مهم نيست ، آن جا جالب است كه در اين بحث ها بعضي مواقع اقوام نزديك كه 20 سال و يا بيش تر است هم ديگر را مي شناسند ، به دعوا و داد و هوار بر سر هم مشغول مي شوند و براي ديگران با همديگر به در گيري بر مي خيزند! و اين ناشنوايي همه گير است و همه بر سر هم فرياد مي زنيم و حرف ديگري را نمي شنويم! اين اتفاق در محيطي رخ مي دهد كه پيوند خانوادگي دارند، حال اگر مراحل بالاتر رود و نسبت ها گسسته شود و قدرت ها بيشتر ،اين مونولوگ حاكم است كه مي ماند و رمز ماندگاري دعواست!
بگذريم اين متن براي خرداد ماه است كه همواره به پر حادثه بودن آن عادت داريم ! البته اين هم شعار است!
2- اين جام جهاني بسيار اتفاق جالب است ، فارغ از بازي ها ، تيم ها و معرفي آن ها نيز جالب است . ديروز سويس، اسپانيا را برد . قبل بازي در مورد كشور سويس توضيح داد. كشوري 41 هزار كيلومتر متر مربع و 7 ميليون نفر جمعيت كه در غرب اورپا در كنار اتريش و آلمان و فرانسه و ايتاليا قرار دارد. در آمد سرانه ملي آن براي هر نفر 39 هزار دلار است و مركز توليد ساعت جهان.

نكته جالب آن جا بود كه اين كشور از سال 1815 در هيچ مناقشه بين المللي شركت نكرد ه است و جزو مرفه ترين كشورهاي جهان است. اين كشور اسطوره اعتدال است به نظرم! همه چيز روي نظم است و انگار به طور كاملا متضادي با ايران قرار دارد!
جام جهاني كه اين كشور ها در خود جاي مي دهد ، كشوري مثل كره شمالي كه سانسور آن قدر در آن بيداد است كه بازي تيم ملي خودش با برزيل را هم زنده پخش نكرد! يا وجد تيم هايي همچون نيوزلند كه تعداد گوسفندها در كشورش از آدم هاي آن بيش تر است و واقعا اين جمع اضداد و بازي آن ها بي داد است!
3- امتحان ها به پايان رسيد و دوست داشتم در مورد يك استاد در اين ترم مطلب بنويسم. دكتر باباخاني استاد رياضي مهندسي كه نظم او ويران كننده است و در ترم زوج دانشگاه ها 29 جلسه كلاس مهندسي زا برقرار كرد ، و هر روز صبح روال عالي را طي مي كرد و 3 دقيقه مانده به8به كلاس مي آمد و همه چيز را آماده شروع تدريس مي كرد و تقريبا در اكثر كلاس ها راس ساعت 8 صبح آغاز مي كرد. و در تمام ترم جلسه اي غيبت نكرد و همچنين به خاطر تعطيلات ، كه دولت همين جوري اعلام مي كرد ، دو جلسه اضافه قرار داد تا جبران كند.

يك نكته جالب وي روش تدريس وي بود كه بسيار آرام و متين درس مي دادند. نظم ذهني فوق العاده اي داشتند . در هر جلسه خلاصه اي از قبل را مي نوشتند. بسيار تجربه خوشايندي بود درس داشتن با ايشان كه تماما با آرامش تمام درس مي دادند.
هميشه هم با كت شلوار بسيار مرتب و اتو كشيده سر كلاس حاضر مي شدند و به نظرم چند ده دست كت شلوار يك نوع داشتند ! و هيچ وقت اين رنگ كت و شلوارش هم تغيير ناگهاني نداشت! همواره و در همه جا پيوسته بودند!
خاطره اي از كاربرد رياضي مي گفتند كه از حوزه تا آمريكا كاربري دارد! و مي توان از تي اي رياضي تا فهم منطق در حوزه از آن استفاده كرد.
-----------
پي نوشت :پس از غيبت چند روزه دوباره به وبلاگم سر زدم ، بسي لذت رفت!
همه چیز را معمولا خودمان می دانیم ولی حاصل تمام این دانستن ها همین وضع است که می بینیم